باران مموش من و هادیباران مموش من و هادی، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

باران موش اوچولوی آمون جون و امون جون

آزمایش بارداری(مثبتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت)

وروجک مامان خوبی؟ دیروز صبح با بابا هادی رفتیم آزمایشگاه هما تو پونک آخه آزمایشگاه سعادت آباد دیر جواب میداد منم    که طاقت نداشتم  ببین این  اون سوزن بلاههس که رفت تو دست مامان اینم دست مامانی واسه آزمایش بارداری دل تو دلم نبود تا ساعت بشه 1 زنگ بزنم آزمایشگاه قبلش خاله معصومه(خانم دوست بابا هادی)زنگ زد کلی حرف زدیم تا ساعت بگذره زود 1 بشه واییییییییی که چه لحظه ای بود وقتی زنگ زدم به آزمایشگاه گفت جواب مثبت عدد بتا هم بالای 200 بود خدا جونممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت...
25 تير 1392

اولین ویزیت دکتر و خرید اولین لباس جوجه ی ما

سلام سنجدم می خوام از اولین روزی بگم که دیدمت حتی باورشم سخت بود یه نینی تو دل من وای خدایاااااااااااااااا روز 19 خرداد اولین روزی بود که رفتم دکتر ساعت 1:10 وقت داشتم با مامانم رفتیم مطب اونروزاهنوزحالم خیلی بد نبود وای مطب پر از مریض بود نشون به اون نشون که ساعت 3 رفتیم تو اولش رفتم اتاق مامایی اونجا وزنم و فشارم و گرفتن که به ترتیب 62.5 و12 روی 7 بود که ماما گفت عالیه بعدشم گفت که باید سونو واژینال بدی خلاصه با مامان رفتیم تو مطب منم رفتم آماده شدم واسه سونو تا خانوم دکتر بیاد بعداز تقریبا 10 دقیقه اومد کلی سلام واحوال پرسی کرد و با من دست داد بعدشم گفت خوب با خبرای خوب اومدی ایشالا منم چیزای خوب نشونت بدم وای این اولین ...
25 تير 1392
1